خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از درد و رنج عشق، بیوفایی دوستان، و حسرتهای زندگی سخن میگوید. شاعر از تشنگی روح، بیپاسخ ماندن عشق، و سردی روابط انسانی شکایت دارد و با تصاویر شاعرانه مانند کشتی در گرداب و تشنگی در بیابان، احساسات خود را بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند حسرت و رنج ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۴۴ - با غیر چو می کشی می ناب
با غیر چو می کشی می ناب
خون شد جگرم زرشک دریاب ۱
هیهات رهش فتد به منزل
شد قافله و پیاده در خواب ۲
در بادیه تشنه لب چه سازد
گر جان ندهد ز حسرت آب ۳
رفتیم و کسی ز ما نپرسید
این بود وفای عهد احباب ۴
از کوی مغان کجا رود دل
یک کشتی و صد هزار گرداب ۵
مقصود ز سجده ی بتان اوست
چشمی بگشا ببین و دریاب ۶
گرنه خم ابروی تو دیده است
بر قبله چراست پشت محراب ۷
از شوق محیط می خروشد
نالان نبود ز کوه سیلاب ۸
خیزد چه ز باد شرطه مشتاق
افتاد چه کشتیم به گرداب ۹
خون شد جگرم زرشک دریاب ۱
هیهات رهش فتد به منزل
شد قافله و پیاده در خواب ۲
در بادیه تشنه لب چه سازد
گر جان ندهد ز حسرت آب ۳
رفتیم و کسی ز ما نپرسید
این بود وفای عهد احباب ۴
از کوی مغان کجا رود دل
یک کشتی و صد هزار گرداب ۵
مقصود ز سجده ی بتان اوست
چشمی بگشا ببین و دریاب ۶
گرنه خم ابروی تو دیده است
بر قبله چراست پشت محراب ۷
از شوق محیط می خروشد
نالان نبود ز کوه سیلاب ۸
خیزد چه ز باد شرطه مشتاق
افتاد چه کشتیم به گرداب ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳ - صبح شد ساقی بشو ز آیینه رو زنگ خواب
گوهر بعدی:شماره ۴۵ - زهی خطت ز عرق مشک ناب در ته آب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.