خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه بیانگر درد فراق و اشتیاق به وصال معشوق است. شاعر با تصاویر زیبا و استعارههای غنی، از بیقراری خود در فراق یار میگوید و با التماس از معشوق میخواهد تا بازگردد و جان تازهای به کالبد بیجان او بدمد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده، درک این شعر را برای کودکان دشوار میسازد. این شعر更适合 افرادی که با ادبیات عرفانی و عاشقانه آشنایی دارند.
شماره ۳۲ - از پی احیای من روح روان من بیا
از پی احیای من روح روان من بیا
قالب بیجانم از هجر تو جان من بیا ۱
چون زدی تیری و بر خاکم فکندی بر سرم
از قفای تیر خود ابروکمان من بیا ۲
چند باشم تلخکام از حسرت گفتار تو
لب پر از شهد سخن شیرین دهان من بیا ۳
سوختم از آرزوی ترک تازت بر سرم
گرم جولان همچو برق آتشعنان من بیا ۴
کشور دل را مباد از من ستاند دیگری
بهر تسخیرش شه کشورستان من بیا ۵
رفتی و سرکش شد از دل شعله آهم چو شمع
آب وصلت تا شود آتشنشان من بیا ۶
دلطپد چندم بخون از شوق یکره بر سرم
بهر تسکین دل در خون طپان من بیا ۷
چند این بیمهری آخر از ره رسم و وفا
بر سرم یکره بت نامهربان من بیا ۸
از تو چون مشتاق تا کی باشد آغوشم تهی
یکره آخر در برم سرو روان من بیا ۹
قالب بیجانم از هجر تو جان من بیا ۱
چون زدی تیری و بر خاکم فکندی بر سرم
از قفای تیر خود ابروکمان من بیا ۲
چند باشم تلخکام از حسرت گفتار تو
لب پر از شهد سخن شیرین دهان من بیا ۳
سوختم از آرزوی ترک تازت بر سرم
گرم جولان همچو برق آتشعنان من بیا ۴
کشور دل را مباد از من ستاند دیگری
بهر تسخیرش شه کشورستان من بیا ۵
رفتی و سرکش شد از دل شعله آهم چو شمع
آب وصلت تا شود آتشنشان من بیا ۶
دلطپد چندم بخون از شوق یکره بر سرم
بهر تسکین دل در خون طپان من بیا ۷
چند این بیمهری آخر از ره رسم و وفا
بر سرم یکره بت نامهربان من بیا ۸
از تو چون مشتاق تا کی باشد آغوشم تهی
یکره آخر در برم سرو روان من بیا ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱ - چو رویت بود اگر میداشت خورشید جهان آرا
گوهر بعدی:شماره ۳۳ - از گلشن است دور اگر آشیان ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.