خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از شادیها و غمهای عشق سخن میگوید. شاعر از لحظات خوش همنشینی با یار و امیدهایش میگوید، اما همچنین از درد هجران و تلخیهای عشق شکایت دارد. او از معشوق میخواهد که با مهربانی رفتار کند و او را از خود نراند. شعر به وفاداری و دلبستگی عمیق شاعر اشاره دارد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد هجران و حسرت نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۵ - خوش آن ساعت که یار از لطف گردد همنشین ما را
خوش آن ساعت که یار از لطف گردد همنشین ما را
برآید جان و دل ز امید و بیم مهر و کین ما را ۱
خوشی و ناخوشی وصل و هجر اوست ما را خوش
که گاهی دوست میخواهد چنان گاهی چنین ما را ۲
بشکر اینکه داری جمع سازوبرک نیکوئی
تهی دامن مران از خرمنت چون خوشهچین ما را ۳
مذاق ما ز شهد وصل شیرین کن بگو تاکی
پسندی تلخکام از حسرت این انگبین ما را ۴
من و مشتاق نتوانیم رفتن از درت کانجا
وفا برپای دلبسته است بند آهنین ما را ۵
برآید جان و دل ز امید و بیم مهر و کین ما را ۱
خوشی و ناخوشی وصل و هجر اوست ما را خوش
که گاهی دوست میخواهد چنان گاهی چنین ما را ۲
بشکر اینکه داری جمع سازوبرک نیکوئی
تهی دامن مران از خرمنت چون خوشهچین ما را ۳
مذاق ما ز شهد وصل شیرین کن بگو تاکی
پسندی تلخکام از حسرت این انگبین ما را ۴
من و مشتاق نتوانیم رفتن از درت کانجا
وفا برپای دلبسته است بند آهنین ما را ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴ - مگر ز آن گل شمیمی هست باد صبحگاهی را
گوهر بعدی:شماره ۶ - خدا را ای نسیم احوال زار مستمندی را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.