این متن بیانگر تجربههای عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از رهایی از غمها، قدم نهادن در وادی عشق، دوری از هوا و هوسها، و پذیرش رنجها و دردها سخن میگوید. او از تلاشهای اولیه برای نوشتن و سپس شکستن قلم در حیرت و ناتوانی از بیان کامل احساساتش میگوید. شاعر با اشاره به سنایی، از عجز خود در برابر عقل و تسلیم در برابر عشق الهی سخن میگوید و در نهایت، به پرستش معشوق حقیقی اشاره میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۲ - ما باز دگر باره برستیم ز غمها
در بادیهٔ عشق نهادیم قدمها ۱
کندیم ز دل بیخ هواها و هوسها
دادیم به خود راه بلاها و المها ۲
اول به تکلف بنوشتیم کتبها
و آخر ز تحیر بشکستیم قلمها ۳
لبیک زدیم از سر دعوی چو سنایی
بر عقل زدیم از جهت عجز رقمها ۴
اسباب صنمهاست چو احرام گرفتیم
در شرط نباشد که پرستیم صنمها ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.