خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از آرزوی خود برای دعا کردن در سحرگاه و گریههای سوزناک سخن میگوید. او میخواهد از بیداد و بیخبری به درگاه دادگر شکایت کند و برای معشوق دعا کند.
متن دارای مفاهیم عاطفی و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگانی مانند «سوز» و «گریههای هائی» نشاندهندهی عمق احساساتی است که更适合 مخاطبان بزرگسال.
شماره ۵۴۰ - ترسم که شبی سحر دعائی بکنم
ترسم که شبی سحر دعائی بکنم
وز سوز به گریه های هائی بکنم ۱
بیداد تو پیش دادگر بردارم
وز بی خبری ترا دعائی بکنم ۲
وز سوز به گریه های هائی بکنم ۱
بیداد تو پیش دادگر بردارم
وز بی خبری ترا دعائی بکنم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۳۹ - شمعم که ز تست جانم ای جانانم
گوهر بعدی:شماره ۵۴۱ - هجر تو تباه کرد حالم چکنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.