خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از جفاهای زمانه و روزگار شکایت میکند و بیان میکند که حال بد خود را نمیخواهد کسی بداند، تا شاید دوستش با دیدن گریهاش به او دلداری دهد یا دشمنش با شنیدن نالهاش شادی کند.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و اجتماعی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد یا باعث ایجاد نگرانیهای بیمورد شود.
شماره ۵۱۸ - گشتم ز جفای فلک و گردش سال
گشتم ز جفای فلک و گردش سال
بد حال و نخواهم که کسم داند حال ۱
تا گریم و دوستم بگوید مگری
یا نالم و دشمنم بگوید که منال ۲
بد حال و نخواهم که کسم داند حال ۱
تا گریم و دوستم بگوید مگری
یا نالم و دشمنم بگوید که منال ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۱۷ - ای یار چو اندیشه و مونس چو خیال
گوهر بعدی:شماره ۵۱۹ - رسوا شدم از دیده و شیدا از دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.