خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از دیدن معشوق در راه و رنجهای عاشقانهاش میگوید و امیدوار است که پس از مرگ، در جهانی دیگر به وصال معشوق برسد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند مرگ و جهان دیگر ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا نامناسب باشد.
شماره ۴۴۰ - دی گفت نهفته رخ چو در راهم دید
دی گفت نهفته رخ چو در راهم دید
بس جور که این دلشده در راهم دید ۱
گفتم که چو عمر این جهانم بگذشت
وصل تو مگر در آن جهان خواهم دید ۲
بس جور که این دلشده در راهم دید ۱
گفتم که چو عمر این جهانم بگذشت
وصل تو مگر در آن جهان خواهم دید ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۹ - گل آب شد از شرم چو روی تو بدید
گوهر بعدی:شماره ۴۴۱ - گر روی تو را چو آینه بتوان دید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.