خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد دوری و فراق یار مینالد و بیان میکند که شبها هنگام تنهایی و بیقراری، یاد روز وداع با معشوق او را آزار میدهد. حتی اگر اشکهایش به اندازه رودخانهای از خون باشد، از اصفهان به سوی بغداد جاری میشود.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۴۳۰ - شبها که دلم بی تو به فریاد آید
شبها که دلم بی تو به فریاد آید
وز روز وداع تو مرا یاد آید ۱
گر راه دهم ز دیده صد دجله خون
از خاک سپاهان سوی بغداد آید ۲
وز روز وداع تو مرا یاد آید ۱
گر راه دهم ز دیده صد دجله خون
از خاک سپاهان سوی بغداد آید ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۹ - زان سیم وزری که در دم گاز آید
گوهر بعدی:شماره ۴۳۱ - هر باد که از جانب بغداد آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.