خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر بیان میکند که بدون حضور یار نازنینش نمیتواند زندگی کند و از صبر و تحمل بیشتر ناتوان است. اگرچه یارش گاهی از او عصبانی میشود، اما نمیتواند حقهای گذشته را به او یادآوری کند.
متن دارای مفاهیم عاطفی و عاشقانهای است که درک آنها برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۳۴۲ - دم بی رخ یار نازنین نتوان زد
دم بی رخ یار نازنین نتوان زد
لاف از دل وصبر بیش ازین نتوان زد ۱
او گرچه بر آورد عتابی ز زمین
حق های گذشته بر زمین نتوان زد ۲
لاف از دل وصبر بیش ازین نتوان زد ۱
او گرچه بر آورد عتابی ز زمین
حق های گذشته بر زمین نتوان زد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴۱ - لافی ز تو پیش کس نمی یارم زد
گوهر بعدی:شماره ۳۴۳ - بی بزم تو چشم جام می خون ریزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.