خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن بیان میکند که نه در وجود معشوق فغان و نالهای دارد و نه در چهرهاش آه شبانه. او از شرمی میگوید که شب تا سحر ناله میکند و هر روز تظاهر به تب میکند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای شعری ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۳۴۰ - نه در تو فغان و یاربم می گیرد
نه در تو فغان و یاربم می گیرد
نه در رخ تو آه شبم می گیرد ۱
زان شرم که شب تا به سحر می نالم
هر روز نمایم که تبم می گیرد ۲
نه در رخ تو آه شبم می گیرد ۱
زان شرم که شب تا به سحر می نالم
هر روز نمایم که تبم می گیرد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۹ - مگذار که کار دل قراری گیرد
گوهر بعدی:شماره ۳۴۱ - لافی ز تو پیش کس نمی یارم زد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.