خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از زیبایی و حضور معشوق خود سخن میگوید و از جدایی و دوری او ابراز ناراحتی میکند. او از معشوق میخواهد که مجلس را با حضور خود آراسته کند و از غمها و نگرانیهای گذشته و آینده دوری کند. شاعر بیان میکند که طاقت دوری از معشوق را ندارد و تنها راه برایش مدارا و تحمل است.
این شعر حاوی مفاهیم عاطفی و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد که معمولاً در سنین بالاتر شکل میگیرد.
غزل ۱ - احسنت و زه ای نگار زیبا
احسنت و زه ای نگار زیبا
آراسته آمدی بر ما ۱
امروز به جای تو کسم نیست
کز تو به خودم نماند پروا ۲
بگشای کمر پیاله بِستان
آراسته کن تو مجلس ما ۳
تا کی کمر و کلاه و موزه؟
تا کی سفر و نشاطِ صحرا؟ ۴
امروز زمانه خوش گذاریم
بِدْرود کنیم دی و فردا ۵
من طاقت هجر تو ندارم
با تو چه کنم به جز مدارا؟ ۶
آراسته آمدی بر ما ۱
امروز به جای تو کسم نیست
کز تو به خودم نماند پروا ۲
بگشای کمر پیاله بِستان
آراسته کن تو مجلس ما ۳
تا کی کمر و کلاه و موزه؟
تا کی سفر و نشاطِ صحرا؟ ۴
امروز زمانه خوش گذاریم
بِدْرود کنیم دی و فردا ۵
من طاقت هجر تو ندارم
با تو چه کنم به جز مدارا؟ ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر بعدی:غزل ۲ - جمالت کرد جانا هست ما را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.