خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از درد و غم نهفته در دلش میگوید و از زردی چهره و سرخی چشمهایش به عنوان نشانههای رنجش یاد میکند. او درمییابد که غم بر جانش تأثیر گذاشته اما راه چارهای نمییابد.
مفاهیم عمیق عاطفی و استفاده از استعارههای ادبی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، پرداختن به موضوعاتی مانند غم و اندوه نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۳۲۱ - انگار که راز دل نهان دانم کرد
انگار که راز دل نهان دانم کرد
پیدا نکنم که غم چه با جانم کرد ۱
با زردی رخساره چه تدبیر کنم
با سرخی آب دیده چه توانم کرد ۲
پیدا نکنم که غم چه با جانم کرد ۱
با زردی رخساره چه تدبیر کنم
با سرخی آب دیده چه توانم کرد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲۰ - محرم بدم و جور تو محرومم کرد
گوهر بعدی:شماره ۳۲۲ - جانا غم دوری تو با ما آن کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.