خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد و رنج ناشی از عشق و جفای معشوق میگوید و بیان میکند که علیرغم تمام سختیها، عشق او هرگز سرد نخواهد شد و تا زنده است، غم معشوق را در دل خواهد داشت.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و غمانگیز است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، این نوع اشعار معمولاً برای مخاطبان با درک بالاتر از عواطف انسانی مناسب است.
شماره ۲۹۸ - گرچه ز جفای تو بسی دیدم درد
گرچه ز جفای تو بسی دیدم درد
هرگز نشود آتش سودای تو سرد ۱
تا دل دارم غم تو در دل دارم
تا جان دارم غمت به جان خواهم خورد ۲
هرگز نشود آتش سودای تو سرد ۱
تا دل دارم غم تو در دل دارم
تا جان دارم غمت به جان خواهم خورد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۷ - غیرت برم از زبان چو نام تو برد
گوهر بعدی:شماره ۲۹۹ - ظلمی ست بر آن دیده که در تو نگرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.