خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از ناتوانی در بیان رازهای درونی خود با زبان معمولی سخن میگوید و اشاره میکند که این اسرار فقط توسط جان قابل درک و انتقال هستند.
محتوا دارای مفاهیم عرفانی و پیچیدهای است که درک آن برای سنین پایین دشوار میباشد.
شماره ۲۴۵ - با تو سخنی که بی زبان جانم گفت
با تو سخنی که بی زبان جانم گفت
نشنیدی و با زبان نمی دانم گفت ۱
آن راز که جان گوید و هم جان شنود
در گوش به صوت و حرف نتوانم گفت ۲
نشنیدی و با زبان نمی دانم گفت ۱
آن راز که جان گوید و هم جان شنود
در گوش به صوت و حرف نتوانم گفت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۴ - چشمت کم ما گرفت بیگانه صفت
گوهر بعدی:شماره ۲۴۶ - رفتم به سفر چو بود دوری کامت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.