خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

شاعر توصیف می‌کند که چگونه معشوقش در حال عبور از راه بود و با نگاهش هوش و توان را از او می‌ربود. او با چشمانش به دنبال معشوق می‌نگریست و احساس می‌کرد که جانش در حال رفتن است.

متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، درک زیبایی‌شناسی و ادبی این شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۲۴۲ - دی بر سر ره چو دلستانم می رفت

دی بر سر ره چو دلستانم می رفت
هوش از تن و طاقت از روانم می رفت ۱

او می شد و چشمم ز پی اش می نگریست
دیدم به دو چشم خود که جانم می رفت ۲
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) قالب: رباعی تعداد ابیات: ۲ ۲۶۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۴۱ - از باد صبا دلم چو بوی تو گرفت
گوهر بعدی:شماره ۲۴۳ - دی شاه بتان با رخ رنگین می رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.