خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از ناامیدی و دلشکستگی خود از یک رابطه عاشقانه میگوید. او تمام تلاش خود را برای حفظ این رابطه کرد، اما در نهایت ناامید شد و از آن دل کند. مانند غنچهای که هرگز شکوفا نشد، او نیز از این رابطه کناره گرفت.
متن حاوی مفاهیم عاطفی عمیق و دلشکستگی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد یا احساسات منفی را در آنها برانگیزد.
شماره ۲۳۸ - دل با تو بسی به جان بکوشید و برفت
دل با تو بسی به جان بکوشید و برفت
و امید ز پیوند تو ببرید و برفت ۱
چون از چمن وصل تو نشکفت گلیش
دامن ز تو همچو غنچه درچید و برفت ۲
و امید ز پیوند تو ببرید و برفت ۱
چون از چمن وصل تو نشکفت گلیش
دامن ز تو همچو غنچه درچید و برفت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۷ - دردا که دل عاقلم از دست برفت
گوهر بعدی:شماره ۲۳۹ - چون سوز توام در این دل ریش گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.