خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در خلوت با دل خود سخن میگوید و از بیخوابی چشمهایش به دلیل عشق به فردی خاص شکایت میکند. سپس اعتراف میکند که نمیتواند این راز را با دل خود در میان بگذارد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که درک آنها به بلوغ عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از زبان شعری کلاسیک ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
شماره ۲۳۲ - با دل سخن خویش بگفتم به نهفت
با دل سخن خویش بگفتم به نهفت
کاین چشم من از عشق فلان دوش نخفت ۱
من بودم و دل پس این سخن فاش که کرد
با دل سخن خویش نمی یارم گفت ۲
کاین چشم من از عشق فلان دوش نخفت ۱
من بودم و دل پس این سخن فاش که کرد
با دل سخن خویش نمی یارم گفت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۱ - ای خاک ز درد دل نمی یارم گفت
گوهر بعدی:شماره ۲۳۳ - عمری دلم اندر پی وصل تو شتافت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.