خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر بیان میکند که از دیدار معشوق خود امیدی به خوشبختی ندارد و تنها رنج و حسرت نصیبش میشود. حتی اگر در آینده نیز فرصتی برای دیدار دوباره پیش آید، جز دیدن و حسرت چیزی عایدش نخواهد شد.
محتوا حاوی مفاهیم عاطفی عمیق و غمگین است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، این نوع شعرهای کلاسیک معمولاً برای سنین بالاتر که درک بهتری از احساسات پیچیده دارند، مناسبتر است.
شماره ۲۱۱ - از وصل توام امید بهروزی نیست
از وصل توام امید بهروزی نیست
وز قهر تو جز داغ جگرسوزی نیست ۱
ور در عمری پیش رخت آیم باز
جز دیدن و حسرتی مرا روزی نیست ۲
وز قهر تو جز داغ جگرسوزی نیست ۱
ور در عمری پیش رخت آیم باز
جز دیدن و حسرتی مرا روزی نیست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۰ - بی کلک تو آب روی منشوری نیست
گوهر بعدی:شماره ۲۱۲ - روزی نبود که با منت جنگی نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.