خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر بیان میکند که از شدت غم و عشق، توان جسمانی خود را از دست داده و در عشق به معشوق شک کرده است. اما اکنون که از عشق به او مانند مویی نازک شده، احساس میکند که میان او و معشوق فاصلهای نیست و یکی شدهاند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۹۰ - چون دید که تن را به غمش تاب ورکی ست
چون دید که تن را به غمش تاب ورکی ست
شد دور که در دعوی عشق تو شکی ست ۱
واکنو که چو مو گشته ام از عشق میانش
آمد که میان من و تو هر دو یکی ست ۲
شد دور که در دعوی عشق تو شکی ست ۱
واکنو که چو مو گشته ام از عشق میانش
آمد که میان من و تو هر دو یکی ست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۹ - چون گل به میان خار می باید زیست
گوهر بعدی:شماره ۱۹۱ - دیدار تو مونس همه ساله کیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.