خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن بیان میکند که عشق کهن او همچنان تازه و زنده است و درد آن را با جان میپذیرد، زیرا همان درد، داروی اوست. دیگران میگویند که این عشق قدیمی شده است، اما برای شاعر، همان عشق کهنه، همچنان نو و زیباست.
متن دارای مفاهیم عاطفی و عمیق است که درک آن ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۴۰ - با عشق کهن تازه بدن خوی من است
با عشق کهن تازه بدن خوی من است
دردش بکشم به جان که داروی من است ۱
گویند کهن شد او براتیست رخش
آن کهنه براتی رخش نوی من است ۲
دردش بکشم به جان که داروی من است ۱
گویند کهن شد او براتیست رخش
آن کهنه براتی رخش نوی من است ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۹ - رخشنده رخت ماه سخنگوی من است
گوهر بعدی:شماره ۱۴۱ - وقت گل می گون و می گلگون است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.