خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از روزی یاد میکند که با همدلی و همراهی دیگران بر تخت قدرت نشسته بود، اما امروز که در سختیها قرار گرفته، تنها و بیپناه مانده و حتی به پایینترین مرتبهها سقوط کرده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و اجتماعی است که درک آن برای کودکان دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و واژگان ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۰ - آن روز که با من به عنایت بد بخت
آن روز که با من به عنایت بد بخت
بر تاج که مشتریم می زد تخت ۱
وامروز که زد لگد به کارم در سخت
در پایگه ستور بنهادم رخت ۲
بر تاج که مشتریم می زد تخت ۱
وامروز که زد لگد به کارم در سخت
در پایگه ستور بنهادم رخت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹ - افکند دلم به کوی دلداری رخت
گوهر بعدی:شماره ۵۱ - گر کسری و دارا شوی از دولت و بخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.