خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از پیری و ضعف خود مینالد و بیان میکند که دیگر توانایی سوارکاری را ندارد، نه پایی برای رکاب زدن دارد و نه دستی برای نگهداشتن عنان.
متن دارای مضامین عمیق و غمگینانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کهن فارسی دارد.
شماره ۴۰ - این پای مرا که نیست پروای رکاب
این پای مرا که نیست پروای رکاب
نه روی رکوب ماند و نه رای رکاب ۱
زینسان که به تنگ آمدم از پیری و ضعف
نه دست عنان دارم و نه پای رکاب ۲
نه روی رکوب ماند و نه رای رکاب ۱
زینسان که به تنگ آمدم از پیری و ضعف
نه دست عنان دارم و نه پای رکاب ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹ - گفتم چو بد آمده ست فرجام شراب
گوهر بعدی:شماره ۴۱ - ای دل به جهان به جز خرابی مطلب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.