خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از روزگاری یاد میکند که دلش پر از عشق و جوانی و شادی بود و اشکهایش مانند رودی جاری میشد، اما اکنون آن روزگار گذشته و دیگر بازنمیگردد.
متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و اشاره به تجربیات عاشقانه و از دست دادن جوانی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد.
شماره ۳۴ - آن شد که دلم ز طبع چون آتش و آب
آن شد که دلم ز طبع چون آتش و آب
می ریخت ز دیده چون در خوشاب ۱
عشقی و جوانی و دل و کامی بود
وین هر سه دگر بار نبینیم به خواب ۲
می ریخت ز دیده چون در خوشاب ۱
عشقی و جوانی و دل و کامی بود
وین هر سه دگر بار نبینیم به خواب ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳ - در عشق تو گر شود مرا خاک نقاب
گوهر بعدی:شماره ۳۵ - ای چرخ عنانم از سفر هیچ متاب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.