خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر به ستایش و تمجید از شخصی (احتمالاً یک شخصیت معنوی یا تاریخی) میپردازد. او با استفاده از استعارههای زیبا مانند آفتاب، باران، و گرمی، تأثیرات مثبت این شخصیت را بر جهان توصیف میکند. شاعر بیان میکند که نام و یاد این شخصیت باعث عظمت و جاودانگی او شده است.
این متن دارای مفاهیم عمیق ادبی و معنوی است که درک آن ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی کلاسیک، مناسب مخاطبان با سطح درک بالاتر است.
شماره ۶۲ - ایا مبشر اقبال در ازل داده
ایا مبشر اقبال در ازل داده
به یمن طالع سعدت بشارت عالم
زبیم عدل تو ناید خرابی از باده
ز سعی کلک تو باشد عمارت عالم
ز پشت گرمی نام تو شمس شد تابان
وگرنه روز ندادی حرارت عالم
تو آفتابی و باران و بیگمان باشد
ز آفتاب و ز باران نظارت عالم
جهان معنوی جاهت ارشدی محسوس
قدم برون نهدی ز استدارت عالم
به مال ذکر جمیلی خریده ای که ترا
ذخیره ئیست ورای تجارت عالم
ز بنده نام طلب کن که جاودان مانی
جلالتی که چه جای جلالت عالم
به یمن طالع سعدت بشارت عالم
زبیم عدل تو ناید خرابی از باده
ز سعی کلک تو باشد عمارت عالم
ز پشت گرمی نام تو شمس شد تابان
وگرنه روز ندادی حرارت عالم
تو آفتابی و باران و بیگمان باشد
ز آفتاب و ز باران نظارت عالم
جهان معنوی جاهت ارشدی محسوس
قدم برون نهدی ز استدارت عالم
به مال ذکر جمیلی خریده ای که ترا
ذخیره ئیست ورای تجارت عالم
ز بنده نام طلب کن که جاودان مانی
جلالتی که چه جای جلالت عالم
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۱ - صاحبا گرچه ز جودت شکر دارم
گوهر بعدی:شماره ۶۳ - خورشید چو از حوت سوی خانه بهرام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.