خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و ناامیدی خود میگوید. او از معشوق میخواهد که به او توجه کند و با او مهربان باشد، اما معشوق بیتفاوت است. شاعر با وجود زیبایی معشوق، از بیمهری او شکایت دارد و میگوید که معشوق با وجود زیباییاش، به او توجهی ندارد.
محتوا شامل موضوعات عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامناسب باشد. همچنین، درک کامل مفاهیم شعر نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۷۶ - گرفتم رای پیوندی نداری
گرفتم رای پیوندی نداری
به عشوه هم زبان بندی نداری ۱
به لابه تا کی ات گویم مرا باش
بگو آری که سوگندی نداری ۲
امید آرزو از تو که دارد
که پاس آرزومندی نداری ۳
مکن یکچند با من سرد مهری
که رونق بیش یکچندی نداری ۴
اگر چه در میان خوبرویان
به لطف و حسن مانندی ندای ۵
ز چندان گنج حسن آخر بدیدم
که جز طره پس افکندی نداری ۶
مکن بر من سرافرازی که باری
چو سلغر شه خداوندی نداری ۷
به عشوه هم زبان بندی نداری ۱
به لابه تا کی ات گویم مرا باش
بگو آری که سوگندی نداری ۲
امید آرزو از تو که دارد
که پاس آرزومندی نداری ۳
مکن یکچند با من سرد مهری
که رونق بیش یکچندی نداری ۴
اگر چه در میان خوبرویان
به لطف و حسن مانندی ندای ۵
ز چندان گنج حسن آخر بدیدم
که جز طره پس افکندی نداری ۶
مکن بر من سرافرازی که باری
چو سلغر شه خداوندی نداری ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۵ - روح محضی بدان طربناکی
گوهر بعدی:شماره ۷۷ - دیدی که مهر ما به چسان خوار داشتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.