خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از چشمهای معشوق خود سخن میگوید و تأثیر عمیق آنها را بر دل و جان خود توصیف میکند. او از زیبایی و جذابیت چشمهای معشوق و همچنین از درد دوری و نگاههای بد دیگران مینالد.
این شعر دارای مفاهیم عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای گروههای سنی پایینتر پیچیده باشد.
شماره ۴۷ - بردی دل من ز چشم مخمور
بردی دل من ز چشم مخمور
ای چشم بدان ز چشم تو دور ۱
چشمت مرساد چشم کامروز
در چشم منی چو چشمه نور ۲
ای چشم و چراغ من نگوئی
تا چشم تو از چه گشت مخمور ۳
تا بر رخ تو فتاد چشمم
یک لحظه نئی ز چشم من دور ۴
از چشم بدان بترس زنهار
ای گشته به چشم خویش مغرور ۵
بی چشم تو چشم مجد همگر
شد چشمه خون و هست معذور ۶
ای چشم بدان ز چشم تو دور ۱
چشمت مرساد چشم کامروز
در چشم منی چو چشمه نور ۲
ای چشم و چراغ من نگوئی
تا چشم تو از چه گشت مخمور ۳
تا بر رخ تو فتاد چشمم
یک لحظه نئی ز چشم من دور ۴
از چشم بدان بترس زنهار
ای گشته به چشم خویش مغرور ۵
بی چشم تو چشم مجد همگر
شد چشمه خون و هست معذور ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶ - یارب این واقعه کی بر دل من کرد گذر
گوهر بعدی:شماره ۴۸ - دروغ گفته ام ار گفته ام شدم ز تو دور
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.