خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از رنج و المهای فراوانی که از آشنایان دیده سخن میگوید و بیان میکند که دیگر میلی به معاشرت با آنها ندارد، حتی با خودش نیز احساس بیگانگی میکند. او درد و رنج ناشی از این روابط را به دو نیمه تقسیم میکند: نیمی از دلخراشی و نیمی از جانفرسایی.
متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و روانشناختی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، موضوعات مطرحشده مانند رنج، اندوه و بیگانگی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین و نامفهوم باشد.
شماره ۱ - ز آشنایان آن قدر رنج و الم دیدم که نیست
ز آشنایان آن قدر رنج و الم دیدم که نیست
میل آن اکنون که با خود نیز باشم آشنا ۱
دل خراش و جان عنا بیند از ایشان گوئیا
هست یک نصف از خراش دل دگر نصف از عنا ۲
میل آن اکنون که با خود نیز باشم آشنا ۱
دل خراش و جان عنا بیند از ایشان گوئیا
هست یک نصف از خراش دل دگر نصف از عنا ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
قبلی:ستهٔ ضروریه
گوهر بعدی:شماره ۲ - صحت ار خواهی مکن میل طعام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.