خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که به موضوعاتی مانند رهایی از خودی، عشق به معشوق، غم و شادی، و توصیههای اخلاقی میپردازد. شاعر از حالات روحی خود سخن میگوید و مخاطب را به ترک غرور و خودخواهی دعوت میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از زندگی دارد.
شمارهٔ ۲۷۱ - تتبع خواجه
ای که گشتی سوی میخانه به رندان پیرو
وجه می گر نبود جان گرو و جامه گرو
در خیالات خط سبز کمان ابروی خویش
« مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو»
بیخود افتادم و بازم چو به هوش آمد دل
«یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو»
خانه دل ز غم گردش گردون تیره است
آفتاب می اگر بفکند آنجا پرتو
ای دل آواز مغنی شنو آنگه واعظ
گر چه فریاد کند گوش بگیر و مشنو
ایکه از ناز کله گوشه حسنت بشکست
از شکست دگرش یاد کن و غره مشو
فانیا با خودی خویش به جانان نرسی
خودی از خویش جدا افکن و بی خویش برو
وجه می گر نبود جان گرو و جامه گرو
در خیالات خط سبز کمان ابروی خویش
« مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو»
بیخود افتادم و بازم چو به هوش آمد دل
«یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو»
خانه دل ز غم گردش گردون تیره است
آفتاب می اگر بفکند آنجا پرتو
ای دل آواز مغنی شنو آنگه واعظ
گر چه فریاد کند گوش بگیر و مشنو
ایکه از ناز کله گوشه حسنت بشکست
از شکست دگرش یاد کن و غره مشو
فانیا با خودی خویش به جانان نرسی
خودی از خویش جدا افکن و بی خویش برو
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۲۷۰ - مخترع
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲۷۲ - مخترع
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.