خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از زیباییهای طبیعت در بهار و لذتهای زندگی مانند نوشیدن شراب و عشق سخن میگوید. او همچنین از خاکساری و فروتنی در برابر خداوند و دوری از بتپرستی صحبت میکند.
متن شامل مفاهیم عرفانی و اشاره به نوشیدن شراب است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا نامفهوم باشد. همچنین درک عمیقتر شعر نیاز به دانش ادبی و عرفانی دارد.
شمارهٔ ۲۲۶ - تتبع خواجه
چه خوش باشد که باشد در بهارم
کنار جوی و سروی در کنارم
گهی باشد به سبزه افت و خیزم
گهی باشد به ساغر گیر و دارم
بود چون آب چشم و آتش دل
تذروان بر کنار جویبارم
ز دست ساقی گلرخ دمادم
می گلگون کند دفع خمارم
همینم گر بود ارزانی از چرخ
توقع شوکتی دیگر ندارم
بلندان را چو آخر خاکساریست
بحمدالله کز اول خاکسارم
ز بت گردید سوی قبله ام رو
ز پیر دیر ازین رو شرمسارم
خودی از خود بیفکندم چو فانی
سبکتر شد براه عشق بارم
کنار جوی و سروی در کنارم
گهی باشد به سبزه افت و خیزم
گهی باشد به ساغر گیر و دارم
بود چون آب چشم و آتش دل
تذروان بر کنار جویبارم
ز دست ساقی گلرخ دمادم
می گلگون کند دفع خمارم
همینم گر بود ارزانی از چرخ
توقع شوکتی دیگر ندارم
بلندان را چو آخر خاکساریست
بحمدالله کز اول خاکسارم
ز بت گردید سوی قبله ام رو
ز پیر دیر ازین رو شرمسارم
خودی از خود بیفکندم چو فانی
سبکتر شد براه عشق بارم
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۲۲۵ - تتبع مخدوم
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲۲۷ - تتبع خواجه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.