خلاصه و ردهبندی سنی
18+
متن بالا بیانگر مفاهیم عشق، رندی، و مینوشی است. شاعر از عشق و می به عنوان نمادهای آزادی و رهایی از قید و بندهای دنیوی یاد میکند و از پیر دیر میخواهد که به او جامی بدهد تا از غم دنیا رها شود. همچنین، اشارهای به ویرانی دل و التیام آن از طریق باده دارد.
متن حاوی مفاهیم عرفانی و نمادینی مانند شراب و مستی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا گمراهکننده باشد. همچنین، درک عمیق این مفاهیم نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد.
شمارهٔ ۲۱۹ - تتبع بعضی عزیزان
بگفت عشق که می نوش و رو به ملک عدم
بگفتمش که بده جام می دمست و قدم
ردا بروی تغار می است و شعله آه
مراست کشور رندی کنون به طبل و علم
درم درم که شده داغ من به سجاده ده
چه سود چون نشود رهن می به نیم درم
مبین به توبه ام ای پیر دیر و جامم ده
ز من اگر یکی آید تو باش اهل کرم
حدیث دوست برندان بگوی نی به ملک
که اهل عشق بود سر عشق را محرم
عمارت دل ویران ریش فانی اگر
ز لای باده کنی هم گل است هم مرهم
بگفتمش که بده جام می دمست و قدم
ردا بروی تغار می است و شعله آه
مراست کشور رندی کنون به طبل و علم
درم درم که شده داغ من به سجاده ده
چه سود چون نشود رهن می به نیم درم
مبین به توبه ام ای پیر دیر و جامم ده
ز من اگر یکی آید تو باش اهل کرم
حدیث دوست برندان بگوی نی به ملک
که اهل عشق بود سر عشق را محرم
عمارت دل ویران ریش فانی اگر
ز لای باده کنی هم گل است هم مرهم
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۲۱۸ - تتبع خواجه
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲۲۰ - تتبع مخدوم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.