خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که دربارهٔ رهایی از خودی و رسیدن به حقیقت عشق الهی سخن می‌گوید. شاعر از خرابات و رندان به عنوان نمادهایی از عرفان و بی‌خودی یاد می‌کند و تأکید دارد که برای رسیدن به این مقام، باید از تعلقات دنیوی گذشت. همچنین، اشاره‌ای به ناپایداری صبر و شکیبایی در برابر عشق الهی دارد و در نهایت، از رها کردن بار خودی برای پیمودن راه عشق سخن می‌گوید.

مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعاره‌های پیچیده مانند 'خرابات' و 'رندان' ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رهایی از خودی و عشق الهی نیاز به بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

شمارهٔ ۱۷۵ - تتبع خواجه

هر که در کوی خرابات ز رندان دم زد
باید اول قدم خود به سر عالم زد

نزد رندان خرابات که صد جان به جویست
نتوان بیش ز انفاس مسیحا دم زد

ناصح ار مرهم پندم به دل ریش نهاد
وه که بر زخم دو صد نیش ازان مرهم زد

بهر بی تابی ما بود که مشاطه صنع
تاب ها در سر آن طره خم در خم زد

صرصر عشق چو بر مزرع آفاق گذشت
خرمن صبر و شکیبایی ما برهم زد

بر در میکده عشق ملک راه نیافت
حاجبش دست چو بر سینه نامحرم زد

فانیا بار خودی زان بفکندم از دوش
که بآن بار در این راه قدم نارم زد
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۷۴ - تتبع مولانا کاهی
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۷۶ - تتبع خواجه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.