خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از درد فراق و عشق ناکام میگوید و از باد صبا، غمزهی معشوق، و پیر خرابات برای التیام درد خود کمک میخواهد. او بیان میکند که حتی معجزهی مسیحا نیز نمیتواند درد هجران را درمان کند، مگر با وصال معشوق.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز است که درک آنها به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شمارهٔ ۱۴۲ - تتبع خواجه
گلی که شرح غمم پیش او صبا بکند
خوشست یک بیکش گر چو من ادا بکند
ز غمزه تو نیاید طریق دلجویی
جز اینکه قصد دل زار مبتلا بکند
به تندخویی آن مست بین که زاید تیغ
گه خرام اسیری گرش دعا بکند
بکشته غم هجر تو جز وصال چه سود؟
هزار بار مسیحا گرش دوا بکند
ز شیخ شهر طریق فنا نیافت دلم
مگر به پیر خرابات التجا بکند
خوشست یک بیکش گر چو من ادا بکند
ز غمزه تو نیاید طریق دلجویی
جز اینکه قصد دل زار مبتلا بکند
به تندخویی آن مست بین که زاید تیغ
گه خرام اسیری گرش دعا بکند
بکشته غم هجر تو جز وصال چه سود؟
هزار بار مسیحا گرش دوا بکند
ز شیخ شهر طریق فنا نیافت دلم
مگر به پیر خرابات التجا بکند
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۴۱ - تتبع خواجه
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۴۳ - تتبع مولانا صاحب بلخی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.