خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شخصی در پیشگاه خداوند دعا میکند که دری به رویش گشوده شود. رابعه که در آنجا حضور دارد، به او یادآوری میکند که این در هرگز بسته نبوده است.
این متن حاوی مفاهیم عرفانی و معنوی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با این مفاهیم ارتباط برقرار کنند و آن را درک کنند.
حکایت مردی که گشایش میخواست و جواب رابعه به او
بیخودی میگفت در پیش خدای
کای خدا آخر دری بر من گشای ۱
رابعه آنجا مگر بنشسته بود
گفت ای غافل کی این در بسته بود ۲
کای خدا آخر دری بر من گشای ۱
رابعه آنجا مگر بنشسته بود
گفت ای غافل کی این در بسته بود ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت محمود و مردی خاکبیز
بعدی:بیان وادی عشق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.