خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق و دلدادگی به معشوق سخن می‌گوید. او از دل‌بستن به معشوق، رنج‌های عشق، و امید به وصال می‌گوید. همچنین، مضامینی مانند غربت، جفا، و فنا در شعر دیده می‌شود.

متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از واژگان و مفاهیم به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.

مشاهده کامل

شمارهٔ ۶۸ - ایضا له

کسیکه دل ز سر زلف مشکسای تو بست
امید جان به لب لعل جانفزای تو بست ۱

غریب کوی تو شد دل بپرس گه گاهش
چرا که رخت سفر از وطن برای تو بست ۲

نگر تموج خون خواست نقش بند ازل
چه نقش هاست که بر لعل گون قبای تو بست ۳

کشای چشم ترحم به سوی مقتولت
که دیده از چمن دهر از جفای تو بست ۴

به باغ وصل مکن دلکشای بیش ای گل
چو غنچه هر که گره در دل هوای تو بست ۵

چراست پای تو خون مرغ نامه بر گویا
سپهر نامه خونین دلم به پای تو بست ۶

به شام هجر چو پروانه سوختی فانی
مگر که شمع سپاه از پی فنای تو بست ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۶۷ - ایضا له
گوهر بعدی:شمارهٔ ۶۹ - تتبع مولانا شاهی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.