خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر درد فراق و عشق شدید شاعر به معشوق است. او از آتش محبت، اشکهای ناشی از فراق، و حسرت دوری میگوید و خود را بندهای عاشق و فانی در راه معشوق میداند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، پرداختن به موضوعاتی مانند فراق و حسرت نیاز به درک عاطفی بالاتری دارد.
شمارهٔ ۶۰ - تتبع خواجه
در دلم آتش محبت اوست
آب چشمم ز دود فرقت اوست ۱
نیست دود دلم بهیأت سرو
از دلم رسته سرو قامت اوست ۲
لب لعلش که شد می آلوده
چشمم آلوده خون ز حسرت اوست ۳
رخشش ابرو باد و لمعه نعل
در گه پویه برق آفت اوست ۴
گز ذلیلم به عشق و می ای شیخ
این مذلت هم از مشیت اوست ۵
بنده پیر دیرم ای زاهد
که فراغم ز درد صحبت اوست ۶
فانی و دلبر خراباتی
که فنا حاصلش ز خدمت اوست ۷
آب چشمم ز دود فرقت اوست ۱
نیست دود دلم بهیأت سرو
از دلم رسته سرو قامت اوست ۲
لب لعلش که شد می آلوده
چشمم آلوده خون ز حسرت اوست ۳
رخشش ابرو باد و لمعه نعل
در گه پویه برق آفت اوست ۴
گز ذلیلم به عشق و می ای شیخ
این مذلت هم از مشیت اوست ۵
بنده پیر دیرم ای زاهد
که فراغم ز درد صحبت اوست ۶
فانی و دلبر خراباتی
که فنا حاصلش ز خدمت اوست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۵۹ - تتبع خواجه
گوهر بعدی:شمارهٔ ۶۱ - تتبع خواجه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.