این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند عشق، دیوانگی، رهایی از تعلقات دنیوی، و تفاوت بین ظاهر و باطن میپردازد. شاعر از بیوفایی دنیا، ارزش واقعی مردانگی، و اهمیت عشق حقیقی سخن میگوید. همچنین، به مفاهیمی مانند زهد، عافیت، و فرزانگی اشاره میکند و تضادها between worldly attachments and معنوی freedom.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از ابیات به موضوعات پیچیدهای مانند ازدواج، مردانگی، و بیتعلقی به دنیا میپردازند که برای مخاطبان جوانتر ممکن است چالشبرانگیز یا نامفهوم باشد.
شمارهٔ ۵۶ - مخترع
میکند مجنون و ما را از تهی پیمانگی است ۱
عاقبت بیگانه اند این آشنایان خرم آن
کش طریق آشنایان جهان بیگانگی است ۲
مرد آن نبود که آرد چار زن را در نکاح
کز زن و زن سیرتان بستن نظر مردانگی است ۳
ای دل ار ویران شدی از جور دوران غم مخور
زانکه اندر راه عشق آبادی از ویرانگی است ۴
هست زهد و عافیت افسانه وزین هم خوشم
گه بکوی عشق در رسواییم افسانگی است ۵
عرش پروازند رندان همایونفر ز عشق
شیخ در خلوت فرو رفته چو مرغ خانگی است ۶
خلق روشن چشم ازان شمع شبستان وصال
در گداز و سوز ما را منصب پروانگی است ۷
مست در کوی او فتادم کرده ترک خانمان
در میان راه خواب سگ ز بی کاشانگی است ۸
فانی آنانی که در عالم به هیچی قانعند
نیست از عجز و زبونی بلکه از فرزانگی است ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.