خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و هجران سخن میگوید و درد دوری از معشوق را بیان میکند. شاعر از آتش عشق، رنج هجران، و ناپایداری وصال مینالد و از روزگار و فلک شکایت دارد. همچنین، از ملالهای زندگی و رهایی از قید هستی سخن میگوید.
محتوا شامل مضامین عرفانی و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی مفاهیم مانند رنج هجران و ناپایداری زندگی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۵ - گر اول آتش عشق آسان نمود ما را
گر اول آتش عشق آسان نمود ما را
زد یک شرر بر آورد از سینه دود ما را ۱
آرام و خواب از ما ای همدمان مجویید
رفت آنکه چشم راحت خوش می غنود ما را ۲
شام وصال را مه خوشید بود از هجر
در روز تیره افکند چرخ حسود ما را ۳
بس دیر اگر میسر شد بزمگاه معشوق
زانجا فلک برون راند بسیار زود ما را ۴
زین سان که وصل معدوم افتاد و هجر موجود
نابود بهتر ای دل صد ره ز بود ما را ۵
سنگ جنون فکنده در قتل کوشد امروز
آن کاو بزنده داری شب می ستود ما را ۶
از کفر عشق در دین شد رخنه ها که کردند
صد گونه سرزنش ها گبر و جهود ما را ۷
ساقی ز حد فزون ده می کز ملال دوران
هر دم ملال دیگر در دل فزود ما را ۸
فانی چسان توان بد در شهر بند هستی
چون ره به نیستی ها هجران نمود ما را ۹
زد یک شرر بر آورد از سینه دود ما را ۱
آرام و خواب از ما ای همدمان مجویید
رفت آنکه چشم راحت خوش می غنود ما را ۲
شام وصال را مه خوشید بود از هجر
در روز تیره افکند چرخ حسود ما را ۳
بس دیر اگر میسر شد بزمگاه معشوق
زانجا فلک برون راند بسیار زود ما را ۴
زین سان که وصل معدوم افتاد و هجر موجود
نابود بهتر ای دل صد ره ز بود ما را ۵
سنگ جنون فکنده در قتل کوشد امروز
آن کاو بزنده داری شب می ستود ما را ۶
از کفر عشق در دین شد رخنه ها که کردند
صد گونه سرزنش ها گبر و جهود ما را ۷
ساقی ز حد فزون ده می کز ملال دوران
هر دم ملال دیگر در دل فزود ما را ۸
فانی چسان توان بد در شهر بند هستی
چون ره به نیستی ها هجران نمود ما را ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۴ - تتبع میر
گوهر بعدی:شماره ۶ - غیر خوناب نیابند بجان و دل ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.