خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از تاریکی جهان در چشم خود سخن میگوید و از قمر (ماه) میپرسد که آیا سوزش او میتواند بالهای قمر را روشن کند. سپس به یاد سرو بلندقامت میافتد و از افغان او میپرسد که چرا چنین است. در نهایت از قمر میخواهد که با آب دیده، آب گلشن را جاری سازد.
متن دارای مضامین عاشقانه و حزنانگیز است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای شعری ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۶ - جهان تاریک شد امروز در چشم من ای قمری
جهان تاریک شد امروز در چشم من ای قمری
مگر از سوز من بال تو گردد روشن ای قمری؟! ۱
به یاد جلوه سرو سهی از چیست افغانت؟!
ز آب دیده جاری ساز آب گلشن ای قمری! ۲
مگر از سوز من بال تو گردد روشن ای قمری؟! ۱
به یاد جلوه سرو سهی از چیست افغانت؟!
ز آب دیده جاری ساز آب گلشن ای قمری! ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵ - نه حب محب دلنشین می ماند
گوهر بعدی:شماره ۷ - ای داده به باد عمر از نادانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.