خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از درد عشق، غم و اشتیاق به معشوق سخن میگوید. او از زلف معشوق، لبهایش و غمهای عشق حکایت میکند و با استفاده از استعارههای زیبا، احساسات خود را بیان میدارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، برخی از استعارهها و اصطلاحات بهکاررفته نیاز به دانش ادبی و بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۸۶ - دل پیش تو کشف راز کرده
دل پیش تو کشف راز کرده
دیوان غم تو باز کرده ۱
از زلف تو می کند حکایت
افسانه خود دراز کرده ۲
قانون غمت به صوت «عشاق »
زیر و بم عشق ساز کرده ۳
لبیک زنم به طوف کویت
آهنگ ره حجاز کرده! ۴
لعل لب تو تبر زد آرا
بی قدرتر از پیاز کرده! ۵
صراف دکان عشق ما را
در بوته غم گداز کرده! ۶
از شوخی جلوه تذروست
کان بخیه به چشم باز کرده ۷
بیداد و ستم به حال محمود
زلف سیه عیاذ کرده ۸
امروز قضا ز نام طغرل
عنوان سخن طراز کرده ۹
دیوان غم تو باز کرده ۱
از زلف تو می کند حکایت
افسانه خود دراز کرده ۲
قانون غمت به صوت «عشاق »
زیر و بم عشق ساز کرده ۳
لبیک زنم به طوف کویت
آهنگ ره حجاز کرده! ۴
لعل لب تو تبر زد آرا
بی قدرتر از پیاز کرده! ۵
صراف دکان عشق ما را
در بوته غم گداز کرده! ۶
از شوخی جلوه تذروست
کان بخیه به چشم باز کرده ۷
بیداد و ستم به حال محمود
زلف سیه عیاذ کرده ۸
امروز قضا ز نام طغرل
عنوان سخن طراز کرده ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۵ - از قامت بلندت قمری به لحن کوکو
گوهر بعدی:شماره ۲۸۷ - ای عشق بلای جان شدستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.