خداوند خطاب به داود میگوید که بندگانش را به بندگی و دوری از غیر خدا دعوت کند. او تأکید میکند که بندگی باید از روی استحقاق و عشق به خدا باشد، نه از ترس جهنم یا طمع بهشت. خداوند میفرماید که اگر جهنم و بهشتی نبود، باز هم بندگی او شایسته است. او از بندگان میخواهد که هر چه غیر از اوست را نابود کنند و تنها به او توجه نمایند. در پایان، خداوند هشدار میدهد که اگر کسی بهشت و حورالعین را هدف قرار دهد، از حقیقت دور شده است.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. مفاهیمی مانند بندگی خالصانه، دوری از تعلقات دنیوی و درک استحقاق خداوند برای پرستش، برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است پیچیده و ناملموس باشد.
پیام خداوند به بندگان توسط داود
بندگانم را بگو کای مشت خاک ۱
گرنه دوزخ نه بهشتستی مرا
بندگی کردن نه زشتستی مرا ۲
گر نبودی هیچ نور و هیچ نار
نیستی با من شما را هیچ کار ۳
من چو استحقاق آن دارم عظیم
میپرستیدیم نه از اومید و بیم ۴
گر رجا و خوف نه در پی بدی
پس شما را کار با من کی بدی ۵
میسزد چون من خداوندم مدام
کز میان جان پرستیدم مدام ۶
بنده را گو بازکش از غیر دست
پس به استحقاق ما را میپرست ۷
هرچ آن جز ما بود در هم فکن
چون فکندی بر همش در هم شکن ۸
چون شکستی، پاک در هم سوز تو
جمع کن خاکسترش یک روز تو ۹
این همه خاکستر آنگه برفشان
تا شود از باد عزت بینشان ۱۰
چون چنین کردی ترا آید کنون
آنچ میجویی ز خاکستر برون ۱۱
گر ترا مشغول خلد و حور کرد
تو یقین دان کان ز خویشت دور کرد ۱۲
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.