خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از عشق و هجران سخن میگوید. شاعر از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر دلش مینویسد و درد فراق را توصیف میکند. او از امید به وصال و تأثیر عشق بر زندگی خود میگوید و بیان میکند که جز عشق، چیزی در دلش جای ندارد.
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه عمیق و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی قدیمی ممکن است برای نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد.
شماره ۲۴۱ - بنما رخ چو ماهت که ز دل برد قرارم
بنما رخ چو ماهت که ز دل برد قرارم
بکشا ز غمزه تیری که جگر کند فگارم ۱
قلمم که کاتب صنع به ازل نمود طغراء
رقم نخست عشقت بنوشت در کنارم ۲
اگر از عبیر زلفت خبری صبا بیارد
به نوید مژده او من زار جان سپارم ۳
چه شود خرامی ای گل سوی گلشن محبت
به رهت ز دیده آبی زده چشم اشکبارم ۴
الم سموم هجرت به خزان دهد گلم را
به تصور وصالت ز خزان دمد بهارم ۵
نه تصوریست دیگر به دل حزین طغرل
که به جز هوای عشقت ز همه نموده عارم ۶
بکشا ز غمزه تیری که جگر کند فگارم ۱
قلمم که کاتب صنع به ازل نمود طغراء
رقم نخست عشقت بنوشت در کنارم ۲
اگر از عبیر زلفت خبری صبا بیارد
به نوید مژده او من زار جان سپارم ۳
چه شود خرامی ای گل سوی گلشن محبت
به رهت ز دیده آبی زده چشم اشکبارم ۴
الم سموم هجرت به خزان دهد گلم را
به تصور وصالت ز خزان دمد بهارم ۵
نه تصوریست دیگر به دل حزین طغرل
که به جز هوای عشقت ز همه نموده عارم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۰ - نوبهار ایجادم رونق حمل دارم
گوهر بعدی:شماره ۲۴۲ - حجاب از رخ فکن دلبر که زارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.