این متن به زیباییهای چراغ و نقش آن در روشنایی و راهنمایی اشاره میکند، اما همچنین هشدار میدهد که مغرور شدن به نور شمع (نماد امور گذرا) میتواند مانع از دیدن نور حقیقی چراغ شود. متن همچنین به عشق، فداکاری، و جنون عاشقی اشاره دارد و از پروانهها به عنوان نماد عاشقان حقیقی یاد میکند. در نهایت، تأکید میکند که تنها عاشقان واقعی میتوانند ارزش چراغ را درک کنند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی مانند جنون عاشقی و فداکاری، نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۱۰ - از کمال روشنی در دیده شد جای چراغ
کس نباشد در جهان امروز همتای چراغ! ۱
راه تاریک است و تو مغرور شمع دل مشو
روشنی هرگز نمی بینی تو در پای چراغ ۲
مقصد از سوز و گداز و گریه و آه شبش
غیر جانبازی نمی باشد تمنای چراغ ۳
در شبستان جنون اندر سلوک عاشقی
بال صد پروانه می چینی ز گلهای چراغ ۴
صحبت نااهل باشد موجب آزار دل
بیشتر از آب باشد شور و غوغای چراغ ۵
مشتری جوشد اگر در ظلمت آباد جهان
کی کسی داند به جز پروانه سودای چراغ؟! ۶
تا به صبح حشر جز پروانه شمع ادب
نیست دیگر ماهی ای طغرل به دریای چراغ! ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.