خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن درباره اهمیت دوری از عیبجویی از دیگران و تمرکز بر بهبود خود است. شاعر تأکید میکند که اگر به عیوب خود توجه کنیم، با وجود معایب، پذیرفتهتر خواهیم بود. همچنین، او از لذت بردن از زندگی و شادی در کنار خداوندی زیبا سخن میگوید.
مفاهیم عمیق اخلاقی و عرفانی موجود در متن برای درک و تحلیل نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با این مفاهیم ارتباط برقرار کنند.
حکایت عزیزی که از داشتن خداوند شادی میکرد
آن عزیزی گفت شد هفتاد سال
تا ز شادی میکنم و از ناز حال ۱
کین چنین زیبا خداوندیم هست
با خداوندیش پیوندیم هست ۲
چون تو مشغولی بجویایی عیب
کی کنی شادی به زیبایی غیب ۳
عیب جویا، تو به چشم عیب بین
کی توانی بود هرگز غیب بین ۴
اولا از عیب خلق آزاد شو
پس به عشق غیب مطلق شاد شو ۵
موی بشکافی به عیب دیگران
ور بپرسم عیب تو کوری در آن ۶
گر به عیب خویشتن مشغولیی
گرچه بس معیوبیی مقبولیی ۷
تا ز شادی میکنم و از ناز حال ۱
کین چنین زیبا خداوندیم هست
با خداوندیش پیوندیم هست ۲
چون تو مشغولی بجویایی عیب
کی کنی شادی به زیبایی غیب ۳
عیب جویا، تو به چشم عیب بین
کی توانی بود هرگز غیب بین ۴
اولا از عیب خلق آزاد شو
پس به عشق غیب مطلق شاد شو ۵
موی بشکافی به عیب دیگران
ور بپرسم عیب تو کوری در آن ۶
گر به عیب خویشتن مشغولیی
گرچه بس معیوبیی مقبولیی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت دیوانهای که در کوهسار با پلنگان انس کرده بود
گوهر بعدی:حکایت مستی که مست دیگر را بر مستی ملامت میکرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.