خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بالا یک شعر عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند عشق، امید، تلاش، گذر زمان و ارزشهای انسانی میپردازد. شاعر از مخاطب میخواهد که از تعلل دوری کند، در راه عشق و کمال گام بردارد و در جهان اثری ماندگار از خود باقی بگذارد.
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی، گذر زمان و جستجوی معنا نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۸۸ - گر زیان ظاهر نمائی در خیال سود باش
گر زیان ظاهر نمائی در خیال سود باش
یأس تا کی بر امید چهره مقصود باش! ۱
بی نشان تیر شهرت چند ای ننگ عدم
یک اثر بگذار اندر عالم موجود باش! ۲
از فروغ شوق زن بر مجمر دل آتشی
بر دماغ اهل عالم چون شمیم عود باش ۳
تا توانی مرکز این حلقه تسلیم شو
شعله شوق محبت گر نباشی دود باش! ۴
شاهد هر کس به قدر دعوی عشق خود است
گر تماشای عیاذش می کنی محمود باش! ۵
چند باشی در هوای بود و نابود جهان؟!
اعتباری نیست اندر بود او نابود باش! ۶
برفشان بر مزرع دل دانه اشک امید
چون سحاب تیره یکسر در خیال جود باش! ۷
غافل از درس ادب لاف محبت تا به کی؟!
محرم اسرار عشقش نیستی مردود باش! ۸
هست تشویش تو از تضعیف تصنیف عمل
از غم بیش و کم عالم گذر خوشنود باش! ۹
بس که دارد نغمه «عشاق » مضراب دگر
تار و پود رشته های پرده این رود باش! ۱۰
حبذا از مصرع بیدل که طغرل گفته است
ای ز فرصت بی خبر در هر چه باشی زود باش! ۱۱
یأس تا کی بر امید چهره مقصود باش! ۱
بی نشان تیر شهرت چند ای ننگ عدم
یک اثر بگذار اندر عالم موجود باش! ۲
از فروغ شوق زن بر مجمر دل آتشی
بر دماغ اهل عالم چون شمیم عود باش ۳
تا توانی مرکز این حلقه تسلیم شو
شعله شوق محبت گر نباشی دود باش! ۴
شاهد هر کس به قدر دعوی عشق خود است
گر تماشای عیاذش می کنی محمود باش! ۵
چند باشی در هوای بود و نابود جهان؟!
اعتباری نیست اندر بود او نابود باش! ۶
برفشان بر مزرع دل دانه اشک امید
چون سحاب تیره یکسر در خیال جود باش! ۷
غافل از درس ادب لاف محبت تا به کی؟!
محرم اسرار عشقش نیستی مردود باش! ۸
هست تشویش تو از تضعیف تصنیف عمل
از غم بیش و کم عالم گذر خوشنود باش! ۹
بس که دارد نغمه «عشاق » مضراب دگر
تار و پود رشته های پرده این رود باش! ۱۰
حبذا از مصرع بیدل که طغرل گفته است
ای ز فرصت بی خبر در هر چه باشی زود باش! ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۷ - ز خون دیده من نامه به یار نویس
گوهر بعدی:شماره ۱۸۹ - گر نه ای صندل برو درد سر خمار باش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.