این متن یک شعر عاشقانه است که در آن شاعر با استفاده از تشبیهات و استعارههای زیبا، معشوقه خود را توصیف میکند. او از زیباییهای ظاهری معشوقه مانند لبهای شیرین، دندانهای درخشان، گونههای گلگون و موهای سیاه و خوشبو سخن میگوید. همچنین، شاعر به تأثیرات عاشقانهی نگاه و مژگان معشوقه اشاره میکند و او را بینظیر و فرمانروای زیبایی و قلوب میداند.
این شعر حاوی مضامین عاشقانه و استفاده از تشبیهات و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابلدرک نباشد. همچنین، درک زیباییشناسی و ادبی این متن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات دارد.
شماره ۱۶۷ - ای غنچه دهن لب تو شکر
دندان تو همچو در و گوهر! ۱
ای عارض تو حریر از گل
وی زلف سیاه تو معنبر! ۲
ای نخل قدت برابر جان!
رخسار مهت به جان برابر! ۳
چشمت به کرشمه ریخت خونم
مژگانت برم کشیده خنجر! ۴
خوبان جهان فزون ولیکن
مانند تو کس ندیده دلبر! ۵
خوبی به تو ختم عشق با من
این هر دو شد از قضا مقرر! ۶
هم کشور حسن را امیری
هم ملک قلوب را تو صفدر! ۷
شرمنده ز چهره نکویت
گر دیده همه بتان آذر ۸
طغرل به حواله دو چشمت
در دشت فراق گشته ششدر ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.