خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به توصیف عشق و زیبایی معشوق پرداخته و از احساسات خود در این رابطه سخن میگوید. او از رنگها و تصاویر زیبا برای بیان احساساتش استفاده میکند و در نهایت از ساقی میخواهد که پیمانه را لبریز کند تا مجلس شادی برپا شود.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مینوشی و بزمهای شرابخواری در انتهای متن، آن را برای گروه سنی بالاتر مناسب میسازد.
شماره ۱۶۵ - پرده صبح نگه را بر رخ دلدار در
پرده صبح نگه را بر رخ دلدار در
توتیا با چشم خود از خاک این دربار بر ۱
رنگ زردم از طلا گشتن به وصلش راه برد
نقد سودای محبت شد درین بازار زر ۲
بس که از سر تا به پای او لطافت می چکد
وصف او سازی دهانت گردد از گفتار تر ۳
از غبار خاک پایش کرده ام کحل بصر
سرمه کی باشد به چشم انتظارم کارگر؟! ۴
ساقیا در بزم ما پیمانه را لبریز کن
مجلس طغرل بود بی ساغر سرشار شر! ۵
توتیا با چشم خود از خاک این دربار بر ۱
رنگ زردم از طلا گشتن به وصلش راه برد
نقد سودای محبت شد درین بازار زر ۲
بس که از سر تا به پای او لطافت می چکد
وصف او سازی دهانت گردد از گفتار تر ۳
از غبار خاک پایش کرده ام کحل بصر
سرمه کی باشد به چشم انتظارم کارگر؟! ۴
ساقیا در بزم ما پیمانه را لبریز کن
مجلس طغرل بود بی ساغر سرشار شر! ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۴ - تا شنیدم از صبا افسانه های زلف یار
گوهر بعدی:شماره ۱۶۶ - در حریم یار گر آری گذر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.