در مصر قحطی ناگهانی رخ داد و مردم از گرسنگی میمردند. در این شرایط سخت، حتی مردهخواری نیز رواج یافت. دیوانهای که این صحنهها را دید، از خداوند شکایت کرد و گفت اگر رزق و روزی کافی نیست، پس چرا انسانهای بیشتری آفریدهای؟ او همچنین به گستاخی انسانها در برابر خداوند اشاره کرد و گفت که اگر کسی اشتباهی کند، بعداً با عذر خواهی سعی در جبران آن میکند.
متن شامل مفاهیم عمیق فلسفی و مذهبی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، موضوعاتی مانند قحطی، مردهخواری و انتقاد از رفتار انسانها ممکن است برای سنین پایینتر سنگین و نامناسب باشد.
قحطی مصر و مردن مردم و گفتهٔ مرد دیوانه
خلق میمردند و میگفتند نان ۱
جملهٔ ره خلق بر هم مرده بود
نیم زنده مرده را میخورده بود ۲
از قضا دیوانه چون آن بدیدای
خلق میمردند و نامد نان پدید ۳
گفت ای دارندهٔ دنیا و دین
چون نداری رزق کمترآفرین ۴
هرک او گستاخ این درگه شود
عذر خواهد باز چون آگه شود ۵
گر کژی گوید بدین درگه نه راست
عذر آن داند به شیرینی نه خواست ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.