خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از میکده میآید و چنان مست است که گاهی وجود خود را فراموش میکند. او از تنهایی عشق و بیخردی ناشی از آن میگوید و از معشوق میخواهد که دستش را بگیرد تا از سقوط نجات یابد.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین اشاره به مستی و شراب دارد که مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۴۲ - از میکده میآیم و چندان مستم
از میکده میآیم و چندان مستم
کاگاه نیم که نیستم یا هستم ۱
از خلوت عشق تو بدیوان خرد
سد جای فتم اگر نگیری دستم ۲
کاگاه نیم که نیستم یا هستم ۱
از خلوت عشق تو بدیوان خرد
سد جای فتم اگر نگیری دستم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱ - آن بخت نداریم که فرزانه شویم
گوهر بعدی:شماره ۴۳ - از عشق بسینه شعله ای افروزیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.