خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این شعر، شاعر از عشق و وابستگی خود به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که دستی که جز به دامان معشوق باز نمیشود، چرا باید به گردن او بسته شود. این متن به زیبایی از استعارههای عاشقانه استفاده کرده است.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و استعارههای ادبی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، درک عمیقتر این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
شماره ۳۱ - آن دست که بود کوته از زلف تو باز
آن دست که بود کوته از زلف تو باز
بشکست و شکسته بهتر آن زلف دراز ۱
در گردن من چرا بباید بستن
دستی که نبود جز به دامان تو باز ۲
بشکست و شکسته بهتر آن زلف دراز ۱
در گردن من چرا بباید بستن
دستی که نبود جز به دامان تو باز ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰ - ای ساقی بخت جام نصرت برگیر
گوهر بعدی:شماره ۳۲ - ای دوست گداز یار بیگانه نواز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.