خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. او از بی‌توجهی معشوق، درد دل‌های شکسته و ناامیدی خود می‌نالد. با وجود این رنج‌ها، شاعر همچنان شیفته و دلبسته است و از معشوق طلب توجه می‌کند.

مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی در شعر وجود دارد که درک آن‌ها برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و دل‌شکستگی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۲۲۳ - ماه بزم افروزم امشب بی نقاب است آنچنان

ماه بزم افروزم امشب بی نقاب است آنچنان
یاعیان در ظلمت شب آفتاب است آنچنان

لطفها پنهان بقهرش شهد ها در زیر زهر
در گمان خلقی که با من در عتاب است آنچنان

در بهای یک نگه دل برد و جان خواهد زمن
باز پندارد که کارم بی حساب است آنچنان

یار ما را نیست با دلهای ویران رحمتی
یا نمیداند که ما را دل خراب است آنچنان

از سؤالم او ملول و از ملال است او خموش
من باین خوشدل که در فکر جواب است آنچنان

سر بسر عمرم بسودای سر زلف تو رفت
شاید ارکارم ازین در پیچ و تاب است آنچنان

یک نظر گفتم بما بیچارگان بین بردرت
گفت درگاه شه مالکرقاب است آنچنان
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۲۲ - صبح عید و دهر خرم از بهار است اینچنین
گوهر بعدی:شماره ۲۲۴ - دگرانند بهر سو نگران
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.